روز به روز که به انتخابات ریاست جمهوری اسلامی نزدیک می شویم تبلیغات انتخاباتی وارد مرحلهی جدیدتری می شوند. اما گویا داغتر از همه در این دوره، خاتمی است که علیرغم ناز و عشوهی ای که در ظاهر به خرج می دهد، حتی از تعداد سخنرانی های انتخاباتیش آشکار است که برای دورهی آیندهي ریاست جمهوری دندان تیز کرده است. اینکه چرا خاتمی اینهمه برای این سمت مشتاق شده است شاید بیش از اینکه به تمایل شخصی وی بازگردد همانند بسیاری مسایل دیگر باید در چارچوب مصالح کلی نظام و سیاست های کلان جمهوری اسلامی تحلیل شود. سایقهي هشت سال ریاست جمهوری خاتمی نشان می دهد که وی نه آن کسی است که بر خلاف تصمیم گیری سران نظام و تنظیم کنندگان اصلی سیاستگزاران پشت پرده تصمیم بگیرد. همانگونه که وی خود را توصیف کرده است در بهترین حالت کسی بیش از یک تدارکاتچی نیست که نقش خدمات رسانی و تسهیل سیاست های ابردولتمردان جمهوری اسلامی را ایفا می کند. از اینها که بگذریم روش تبلیغاتی که اینبار اصلاح طلبان و سایر گروههای اقماری آنها (مانند دفتر تحکیم وحدت و سازمان ادوار) برگزیده اند بیانگر یک تغییر استراتژیک است. به نظر می آید که پس از تجربهی انتخاباتی دورهی قبل و شکست سنگین مصطفی معین اینک اصلاح طلبان به این نتیجه رسیدهاند که روشهای پیشین آنها در جذب آرا دیگر با واقعیت های جامعهی ایرانی همخوانی ندارد و باید نظمی نوین نهاد. این استراتژی ها که به صورت چند جانبه تنظیم شده اند عبارتند از استفاده از ابزارهای پوپولیستی مانند: استفاده و اشاره به شکل و قیافهی کاندیدای مطلوبشان و مقایسهی آن با کاندیدای رقیب، تهدید مخاطب به انتخاب مجدد احمدی نژاد، تهیه شعارهایی با داشتن مخاطب در سطوح پایین اجتماعی مانند ممد خاتمی تو پینه دوزی و .... و توسل به خرافات مثل فال حافظ و .... همچنین استراتژی دیگر آنها استفاده از رقابت کاذب درونی مثل علم کردن عبدالله نوری با علم به رد صلاحیت. بعد از رد صلاحیت خواهیم دید که خود عبدالله نوری و اطرافیانش از هوادارانش خواهند خواست که به عبدلله نوری رای دهند. به هر حال سفرهی قدرت بازهم گسترده شده و لاشخوران بر فرازش در پروازند.
۱۳۸۷ دی ۱, یکشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر