۱۳۸۷ تیر ۲۲, شنبه

از یوگای ودایی تا نماز مسلمانی - داستان یک جستجوی ساده

یوگایم که تمام می شود باید بگویم نمسته! می پرسم چه؟ می گویند: نمسته. یعنی چی؟ می گویند یعنی درود و سلام و ... بر تو باد. راضی نمی شوم. گوگل کمکم می کند. Namaste یعنی Bow to you. یعنی تعظیم به تو. سراغ ریشه اش می روم. Namas در سانسکریت یعنی تعظیم و te یعنی تو. سانسکریت را که می شنوم از جا می جهم. فارسی ما و سانسکریت از یک ریشه اند، نکند ... نکند این Namas همان نماز خودمان باشد و te هم همان تو خودمان. اندکی تلاش و بله. هر دو همانند. نمسته یعنی نماز به تو! te سانسکریت تو است که در زبانهای هند و اروپایی وجود داشته و در انگلیسی قدیمتر به thou تبدیل شده، و حتی هنوز در لاتین و ایتالیایی و اسپانیایی و ... به قوت باقی است. هیجان زده شده ام ولی هنوز چیزی رهایم نمی کند. می گویم خوب این از اسم! از یوگای ودایی تا نماز مسلمانی، چیز دیگری هم بایست باشد. یاد pose ‌های مختلف یوگا می افتم و ذوق زده می شوم. ایستادن من Mountain Pose (موقعیت کوه) است، رکوعم Monkey Pose (موقعیت میمون) است. سجودم Child Pose (موقعیت کودک) است و نشستنم Sitting Pose است. یعنی من وقتی نماز می خوانم به نوعی یوگا انجام می دهم؟ این مرا به یاد فیلم مستندی که سالها پیش درباره‌ي عبادت در معابد بودایی تبت دیده ام می اندازد، یادم می آید که تا چه اندازه از شبیه بودن عبادت آنان با نماز خودمان شگفت زده شده ام. اندکی که بیشتر فکر می کنم یاد این می افتم که هدف از یوگا آرامش یافتن است و هدف از نماز نیز. هر دو به من آرامش می دهند. من می دانم که اسلام بسیار از فرهنگ ها و ادیان دیگر تاثیر پذیرفته است، از یهودیت و مسیحیت و زرتشتی و مزدکی و میتراییسم و ... پس چرا نبایست آداب نماز را از بوداییان یا هندوها آموخته باشد. این را که به دوستم می گویم به کمکم می آید و می پرسد که آید می دانسته ام که در زمان آغاز اسلام سوریه مامن بوداییان بوده است؟ اندکی جستجوی بیشتر مرا به کتابی می رساند که درباب این شباهت هاست.
شعف زده ام. آنچه مرا به شعف آورده بیش از این یافته‌ است. این فقط باید اندکی از همه باشد. آنچه به شعفم آورده معرفتی بزرگتر است. این هم ریشگی و هم خانوادگی همه‌‌ي ادیان است. نه! بیشتر! این فقط اندکی از هم سرنوشتی و هماهنگی پنهان فرهنگ‌های بشری است. اما به ناگاه متاسف می شوم. چیزی متاسفم می کند: این دین‌ها گاهی با هم دشمنند، این آدمها با هم دشمنند، این فرهنگ‌ها با هم دشمنند. آخر چرا؟
اما من نباید به این دشمنی ها بها دهم، من باید همه‌ي چیزهای ارزشمند را از همه‌ی فرهنگ ها به دست آورم. من به دنبال بشریت خواهم بود. به دنبال انسان. به دنبال حقیقت. و آن را ذره ذره خواهم یافت. چه در قرآن مسلمانان، تورات یهودیان، انجیل مسیحیان، ودای هندوان باشد چه در آواز کولیان، رقص سیاهان،یا فلسقه‌ی غربیان باشد.

جنگ هفتاد و دو ملت، همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند

۲ نظر:

2b||!2b گفت...

کاش اون کتاب رو هم معرفی کرده بودید. اتفاقا من و دوستان هم به شباهت‌های زیادی از این دست به خصوص بین اسلام و فرهنگ ایرانی از آیین مهر گرفته تا زرتشتی رسیده‌ایم. گاه تشابه‌های خیره کننده‌ای بین بعضی آیه‌ها و حتا سوره‌های قرآن با بعضی متون اوستایی و پهلوی دیده می‌شود. دوست من در http://atomology.blogspot.com/ بسیاری از کلمه‌های مشترک بین هندی-اروپایی یا به قول خودش هندی-ایرانی با سامی (عربی-عبری) جمع کرده که بسیاری از آن‌ها مفاهیم مذهبی و دینی دارند. یکی از برنامه‌های من هم برای آینده جمع‌کردن ایده‌ها در وبلاگ است.

M.Khaleghian گفت...

خود واژه ی یوگا با یوغ و یگانگی فارسی و yoke انگلیسی هم ریشه است.
yoga : www.etymonline.com
from Skt. yoga-s, lit. "union, yoking" (with the Supreme Spirit), from Proto Indo European base *yeug- to join